ورود نسل سوم كاربران بالاترين

16 02 2008

بعد از مدت نسبتن طولاني دوره نقاهت ، بالاترين با گشودن دوباره دروازه هايش به روي كاربران جديد وارد دوره جديدي از فعاليت خويش شد. اين تحول كه از مدتها پيش انتظارش را مي كشيديم ميتواند خون تازه اي وارد رگهاي بالاترين كند و منجر به ايجاد توان و شوق بيشتري براي سرعت بخشيدن به سير رو به رشد سايت گردد . بعد از دوره سنگين فترت و بعد دوره چالشهاي ايدولوژيك و حزبي! در بالاترين كه مي رفت اين سايت موفق را در سراشيبي درگيريهاي بي حاصل و فرقه اي قرار دهد و بعدتر دوره حذف برخي كاربران به دلايل تخلف و سپس برقراري نسبي آرامش و از سر گيري رفتار قانونمند ، حالا در دوره اي تازه ، بالاترين به استقبال چهره هاي تازه و انديشه هاي نو مي رود .
شايد برخي بگويند سايتي در قوارهاي بالاترين و با تعريفي كه از آن بعنوان يك سايت جمع آوري و پراكنش لينكهاي انتخابي وجود دارد نيازي به اين گونه نگاه جامعه محور ندارد و هر تحولي در آن را بايد طبيعي انگاشت و برايش قالب و ساختارمعيني ترسيم نكرد . من نيز تا حدي با اين نگاه موافقم اما گذر زمان و توجه به حالت بالاترين و كاربران ديروز و امروزش ، به من نشان داده كه چه بپسنديم و چه نه ، بالاترين سواي اين خصوصيات ابتدايي اش ( ديگ بودگي ) تبديل به يك ساختار اجتماعي كوچك در درون خودش نيز شده است . به زبان ساده تر بالاترين امروز در جمع كوچك خودش يك” جامعه مجازي ” ايجاد كرده كه در ان عده اي از كاربران فعال و نيمه فعالش در آن مشغول زيستن هستند . زيستني كوتاه يا فراوان . اين خصوصيت در ديگر سايتهاي جمعي نيز قابل مشاهده است . بعبارت بهتر كساني كه بطور دائم به بالاترين آيند و روند دارند و در آن در حال تعامل فكر ي و عاطفي با ديگر كاربران هستند را من به نوعي شهروندان تعريف شده اين سايت مي دانم . كساني كه بخشي از هويت خويش را در كنار ديگران جستجو ميكنند و به آن شكل مي دهند . اين هويت بخشي در ديگر سايتها جمعي نيز كه زندگي مجازي در انها جريان دارد ديده مي شود .
از ابتداي حضورم به اين نوع روابط و اشكال تعريف شده و نشده آن توجه داشته ام و شايد روزي مورفولوژي اين جمع را مدون شده تر خدمت دوستان عرضه كنم .براي من ضمن حضور در جمع بالاترين توجه يه اين خصوصيات جمعي و رفتار شناختي نيز از اهميت برخوردار بوده است .براي همين نيز در تعريفي كه از وضعيت حاضر بالاترين كردم يك جور تقسيم بندي ميان نسل ابتدايي و موخر كاربران و نسل تازه آن ارائه شده كه البته با تسامح بايد به آن نگريست و گرنه اين تقسيم بندي همه ويژگي هاي جامعه شناختي چنين تعريفي را در خود ندارد .

نسل اول و دوم
نسل اوليهاي بالاترين بيشترين سهم را در هويت بخشي به آن داشته اند .اين نسل بعد از برپايي سايت و عضوگيري ابتدايي اش شروع به فعاليت كرده و با تلاش كم و زياد خود آنرا در ميان سايتهاي ايراني مطرح ساختند . اينكه اين نسل از كاربران تا كجا قابل تعريف است قابل بررسي ست كه اينجا هدف من نيست. رفتار شناسي و فراگرد پاسخ و عكس العملهاي اين كاربران چنين نشان ميدهد كه آنها از يك توان مناسب اوليه ( به لحاظ سواد ، وب شناسي ، جمع محوري ) بر خوردار بوده اند و اين در شخصيت و رشد بالاترين اهميت داشته است . اما نسل مياني بالاترين كه مي توان آنرا نسل دومي هاي ناميد از زماني پديدار مي شوند كه سايت به مراحل مناسبي از رشد و بالندگي خود رسيده است و جنبه هاي جذاب آن موجب جذب و معرفي آن به اين بخش از كاربران و كشيده شدنشان به حضور و فعاليت در آن ( با هر هدفي ) نموده است . هيمنجا لازم است بگويم در اين ساختار جامعه شناسانه بيشتر كاربراني مطمح نظر هستند  كه جداي از عضويت در بالاترين و ارسال لينك يا نظر و يا دادن راي ، در “جامعه مجازي” بالاترين نيز حضور داشته اند .درمورد اين جامعه مجازي بعدا بيشتر توضيح مي دهم اين سواي ويژگي و تعريف ابتدايي از بالاترين بعنوان يك ” ديگ ” يا ” لينك پراكني ” ست .

بالاترين ، جامعه مجازي يا همچنان ديگ ملي
جامعه مجازي بالاترين ، ويژگي ثانوي سايتهايي از اين دست است . اين ويژگي گاهي در تعريف ابتدايي مديران و پديد آورندگان نيست بلكه توسط كاربران به آن اضافه مي شود و هر چه مديران سايت بخواهند آنرا نايده بگيرند باز به شكلي خودش را در بخشهايي به آنان تحميل مي كند .البته بالاترين تا بحال در ساختارهايش سعي كرده اين جامعه مجازي چندان شكل نگيرد و يا كنترل شود . براي اينكه ذهنتان بيشتر به تعريفي كه مي كنم نزديك شود مصداقها را بيشتر عرض ميكنم . مثلن تعريف بخش نظرات بعنوان بخشي كه تنها بايد در خدمت لينك و موضوع آن باشد از اين نمونه هاست كه شما مي بينيد برخي از كابران از اين تعريف گريزانند و بخش نظرات را به بخشي براي احوالپرسي و گپ و گفتگوي دوستانه بدل مي كنند . چنين كساني ساختار تعريف شده را نمي پسندند و مايل به دگرگون كردن آن به فضايي كاربر پسند هستند . اين همان در خواست رسيدن به جامعه ايي مجازي با ويژگي هاي روابط خاص آن است كه برخي كاربران به آن تمايل بيشتري دارند .
شما اگر به سايتهايي كه نوعي جامعه مجازي در دل خود پرورده اند توجه كنيد مي بينيد كه بغير از تمايل كاربران به اين سوگيري ، زير ساختهاي اين جامعه از قبل فراهم شده است . مثلن امكانات گفتگوي فردي و ارسال پيام خصوصي ، وجود جنبه هاي كاربر پسندي مثل ارائه ” خندانك ها ” كه بغير از جذابيت هاي ظاهري امكان ارتباط عميق تر ميان كاربران را فراهم مي كند ، يا ايجاد بخش چت ، نمونه اي از اين زير ساختهايي ست كه اين سايتها در خود دارند . اما بالاترين با شيوه اي نوتر ميان ديگر سايتهاي ايراني، سعي كرده به نوعي ديگر عمل كند كه من نامش را مي گذارم ” تمرين رفتار نخبه گرا” براي رسيدن به سايتي پر محتوا تر و چالشي تر . شخصن اين نوع گرايش را بيشتر مي پسندم ولي اينجا از پسند خود سخن نمي گويم و نمي خواهم دلايل برتري اين ويژگي رانيز بيان كنم بلكه بيشتر انچه روي داده يا مي دهد را مطمح نظر دارم . بنابراين به نظرم مرحله بعدي تحولات بالاترين روشن كردن تكليف ميان اين دو نوع نگرش است . البته باز شدن سايت بر روي كاربران جديد خود كمك بسياري براي در هم شكستن اين فضاي بسته و جمع محور مي كند تا دوباره كاربران جديد ، نياز به تعامل تازه را ميان كاربران قديمي تر فراهم كنند .

نسل سومي ها
با بازگشايي مجدد عضو گيري و ورود افراد تازه تر همانگونه كه در ابتدا ي نوشته گفتم راه براي تنفس هواي تازه تر و لمس خون گرمتر فراهم شده است . اگرچه شخصن شيوه عضو گيري جديد را كه به شكل دعوت نامه ايست بي اشكال نمي بينم و شيوه باز را بيشتر مي پسندم . اين هم بدليل شناختي ست كه از جامعه ايراني وكاربر ايراني دارم كه پايبنديهاي خانوادگي ، رفاقتي ، پاچه خوارانه !! ، و از اين دست در ميانشان قوي تر از شيوه هاي دموكراتيك و آزاد است .و بايد پذيرفت ما ميان رفتار دوستانه و قرابتهاي اينچنيني و حفظ داشتن نگاه انتقادي به همديگر ، قادر به جمع كردن نيستيم و يكي معمولن فداي ديگري مي شود . و براي همين هم هست كه كمت رميانمان گفتمان درستي شكل مي گيرد . اين يك آسيب جدي جامعه ايراني ست و در اين ويژگي فرقي ميان جامعه تحصيلكرده و عامه وجود ندارد .
بنابراين هر چه به اين اخلاقيات دامن بزند بر دامنه دار شدن اين بده بستانها كمك مي كند و دعوتنامه اي شدن عضويت ها اگر چه براي مهار برخي ايرادات شيوه باز، صورت گرفته ولي خود بخود فرهنگ و آسيب هاي تازه تري را وارد سيستم خواهد كرد مگر اينكه بجاي اين خيالات به بلوغ رفتاري كاربران اعتماد كنيم . بهر حال هر روشي مي تواند معايب و محاسن خود را دارا باشد . ولي همانطور كه گفتم شخصن روش آزاد را داراي بار منفي كمتري مي بينم البته اين را بگويم كه من در روش باز نيز قرار ندادن سقفي براي عضو گيري را نمي پسندم وبهتر مي دانم كه اين عضو گيري دوره اي باشد . و به طور مشخص مطرح گردد كه مثلن” يكماه- در ميان” ، اين عضو گيري صورت مي پذيرد . به اين ترتيب فاصله استراحت ، مي تواند مجال مناسبي براي رفع عيوب سخت افزاري و استراحت سايت و كاربرانش باشد ( بعنوان يك پيشنهاد مطرح شد )
در بيان رفتار نسل قبلي ها اين را نيز بايد اضافه كنم كه ميل به ابراز برتري و نوعي حق بجانب دانستن خود يكي از آسيب هاي اين مواجه ميان نسل قبلي و بعديست . الفاظ قديمي بودن ، آش خور ( به ياد سربازي ) و اوليها از جمله اين نوع تفكرات است كه گاه ممكن است در زمان چالشها به زبان آبد و گاه در رفتار نمايان شود . حتا همين تقسيم بندي من در مورد نسل سومي بودن هم اگر بر پايه تعريف و هدفي كه داشتم در نظر گرفته نشود به ممكن است به يك كنايه و عارضه اخلاقي و رفتاري تبديل شود كه نبايد دستاويز كساني قرار گيرد . و اينها عارضه هايست كه خود كاربران بايد به آن توجه كنند .

تدوين قوانين جزايي
نكته پاياني را كه مايلم مديران سايت بشنوند توجه به قوانين سايت و نظام پاداش و كيفر در آن است . نمي دانم كه نظام حقوقي مجازاتها در حال تكوين هست يا نه ولي اين بايد از فوريت برخوردار باشد تا دوباره مشكلاتي را كه سايت در ماهها قبل با ان مواجه شد ، پيش نيايد . مشخص شدن حد و حدود خطاها و ترسيم كيفر هر خطايي مي تواند به سالم سازي فضاي پيش رو كمك كند و اين را بايد قبل از مواجه شدن با مشكل جدي گرفت و فضاي آرام فعلي نبايد موجب غفلت از اين مورد شود حتا بهتر است اين قواينن همان اول ، توسط كاربران جديد تاييد و امضا شود و كاربران قبلي نيز به آن شناسانده شوند . اين را من در ماهها قبل نيز به دوستان مديريت يادآور شده بودم كه اينجا نيز مكرر ميكنم . چون معتقدم بحران چند ماه قبل، برخي به دليل اين فقدان قوانين روشن بود كه باعث شد چند برخورد ميان كاربران به يك بحران بدل شود . بهتر است همه از ميزان خطا و مجازاتش باخبر باشند و اين را نيز بعد از تدوين به قضاوت كاربران بگذاريد .همينجا هم بگويم كه نوع تعامل جديد دوستان مديدريت با كاربران ،نشانه خوبي ست از فهم مناسب آنچه در دستانشان است و جدي گرفتن و شفاف سازي و پاسخگويي چيزهايي ست كه مديران هر سايتي رامي تواند در موفقيت و هدايت سايتشان ياري كند .
به اميد روزهاي بهتر براي بالاترين