آرشيو بحثها 3(رابطه شاملو و آيدا)

21 12 2007

در بخش آرشيو بحثهاي بالاتريني ، بحثهاي كم و بيش مفصلي را كه زير يك لينك داشته ام به اينجا منتقل كرده ام .( يك پرونده بحثهاي بالاترين)
نكته :كامنتهايا بخشهايي از آنها كه به بحث كمك كرده در اينجا آمده .و بخشهاي شخصي حذف شده
تذكر: بخش داخل «» نقل قولهاست.
نام لينك در بالاترين : مصاحبه با مسعود احمدی نویسنده کتاب : دو زن(گفتگو با همسران شاملو و مشیری ) ( اينجا ) – لينك متن (اينجا ) – فرستنده لينك: ahoor
_____________________________________________

sueshan : چه تناسب جالبي ميان اين مسعود و ان مسعود اين دو زن و آن سه زن كشيده شده . تقليد جالبي كرده .ولي از واژه مستحيل در مورد شخصيت آيدا و وابستگيش به شاملو خوشم نيامد . همانطور كه خود آيدا ميگويد شاملو خورشيد زندگيش بوده و اگر استعاري بودن اين توصيف را هم كنار بگذاريم واقعياتي پشت ان است كه مستحيل بودن آنرا داغان ميكند .
ahoor : « آيدا ميگويد شاملو خورشيد زندگيش بوده»
گمان می کنم با فرهنگ مر سالارانه ای که بر ما حاکم است چندان عجیب نباشه که هر زنی مردش را خورشید زندگیش و سایه مقتدر بالای سرش بپنداره ..ای کاش مردها هم نسبت به زنانشان همچین طرز تفکر و یا استباطی داشتن . بر زندگی های خانوادگی این قدر هژ مونی مردانه حاکم نبود .این یک واقعیت درد ناک است که زنان وجودشان و شخصیتشان در شخصیت شوهرانشان گم می شود . خصوصا اگر به شوهر خود به چشم بر تر نیز نگاه کنند.
sueshan :شاملو زيباترين تعبيرات را در مورد آيدا ( و به تعبير من زن و معشوق) به كار برده است همچون :دوستش دارم /چرا كه مي شناسمش /به دوستي و يگانگي …………بر چهره جانكاه من / كه بر آن هر شيار/ از اندوهي جانكاه حكايت مي كند / آيدا لبخند آمرزشي ست …………….ميان خورشيدهاي هميشه / زيبايي تو /لنگريست / خورشيدي كه از سپيده دم ستارگان / بي نيازم ميكند…………در نگاهت همه مهربانيهاست /قاصدي كه زندگي را خبر مي دهد
و باز از اين دست تعبيرات شاعرانه بسيار است در شعر شاملو كه همه اش بخاطر حضور خورشيد عشق ايداست . اين خورشيد بودن دو طرفه است نه يكطرفه. من كاري به دنياي مردانه و مرد سالارانه آن ندارم كه اين واقعيتيست كه البته در حال تغيير است اما عشقهاي از نوع اين دو كه من بسيار دوستشان دارم و از نزديك نيز زيارتشان كرده ام بارها ، انسانن را به درك تازه تري از زن و عشق و مرد مي رساند كه درون هيچ نحله فكري نيست
sueshan :اشاره من تنها به عبارتي بود كه دوست نويسنده از رابطه آيدا و شاملو بكار برده بود( استمحال ) كه من با توجه به نظرم و انچه از اين رابطه حس ميكنم انرا نارس و نامطلوب و غير واقع مي بينم و گرنه من وارد آسيب شناسي رابطه زن و مرد انهم درجامعه به قول شما مرد سالار نشدم كه آن بحث جداييست . فقط همين يك رابطه ساده را كمي شرح دادم كه البته جاي گشودن بسيار دارد.
ahoor : در مورد مستحیل شدن شخصیت همسر شاعر در شاعر نیز می توان با نگاه به گفته های این دو و مقایسه آن با هم این را به روشنی دریافت.
sueshan : اين كتاب را هم چون نخوانده ام قضاوتي ندارم ارچه با اين نوع ادبيات موافق نيستم چون هرچه باشد نگاه ناظر بيرونيست به يك زندگي دروني و اگر ناظر ديگر اين برداشت مستحيل گونه را نداشته باشد نگاه اولي نقض ميشود اگرچه هنوز معتبر است به صرف يك برداشت .
.pouria2 :جالب نیست. اصلا جالب نیست. این مدل کار اصلا جالب نیست. هنرمند با هنرش باید شناخته بشه نه با زندگی خصوصیش و اینکه منابع الهامش کیها بودند و با هم چه کار ها می کردند.
کسانی هستند که این طور کتابها را می نویسند، چون کتاب طور دیگری نمی توانند بنویسند. کسانی هم هستند که انها را می خوانند، بدون اینکه 3 تا شعر و کتاب از خود شاملو یا مشیری خوانده باشند. فقط به قصد سردراوردن و فضولی در زندگی شخصی کسی دیگر. حالا به جای این کس دیگر، قصاب محل هم بود، تفاوتی نمی کرد فقط انگیزه فضولی کم می شد.وقتی خود هنرمندی زندگینامه می نویسد، ان هم جزو یکی از آثارش قرار می گیرد و فرق دارد با چیزی که من بیگانه بروم در زندگیش کنکاش کنم و شاخ و برگ دهم.اول به اشتباه تصور کردم کتاب را بهنود نوشته و واقعا تعجب کردم که بهنود هم به این ورطه ابتذال کشیده شده است.
در یک جامعه باز، نمی شود این طور کتاب ها را منع کرد، فقط می شود دلایل مخالفت را گفت و منفی داد!
ahoor : این کتاب تا اونجایی که من می دونم گفتگو با همسران دو هنرمند است و نقطه نظرات آنها و نه این که یک داوری باشد در زندگی خصوصی هنرمند . بلکه به دست اوردن شناخت بیشتر از ارتباط این هنرمندان با همسران خود و بر داشت های همسران آنها از شوهرانشان و فکر می کنم در تمام دنیا هم همیشه نزدیک ترین کسان به هنرمندان نظراتشان را خیلی روشن و واضح در مورد آن هنر مند بیان کرده اند . بنابراین نباید تعصب داشته باشیم و باید از زندگی خصوصی هنر مندان هم تا حدی مطلع باشیم . چرا که در غیر این صورت اونها به بتهایی دست نیافتنی و بی بدیل تبدیل خواهند شد که هیچ گونه عیب و نقصی هم ندارند .
در هر حال زندگی شخصی هم هنر مند تاثیر مستقیم بر هنرش دارد و ناشی از طرز فکر و اندیشه اش است . اینکه بخواهیم بعضی از چیز هایی را که دوست نداریم از زندگی اونها حذف و سانسور کنیم . کار اشتباهی است . و صحبت کردن در مورد زندگی هر هنرمندی ربطی به بررسی اثارش نداره و این دو تا مقوله جداست .
ahoor :باید بگم که اثار ادبی را از زاویه های مختلف و دیدگاه های مختلف می توان مورد نقد و بررسی قرار داد . بنا براین اگر شما فقط معتقد به یک نوع نگرش و به یک نوع خاص از نقد اثار ادبی معتقد هستید باید بگویم که نگاهتان ممکن است منجر و تبدیل به نگاهی یک بعدی به اثار هنری و ادبی شودو در حالی که هر اثری را باید از زوایای گونا گون بهش نگاه کرد و مورد بررسی قرار داد . اینو قبول ندارید؟
sueshan : طبيعتن قبول دارم و معتقد به نگاه تك محور به هيچ اثري در عالم نيستم چه اثر ادبي و چه غير آن . و براي هر منتقدي هم حق كاملي براي نحوه نگاه ش و زاويه تماشاي يك اثر هنري قائلم اگر چه با ان نظر توافقي نداشته باشم .
منتها نكته مهم براي من بررسي اشعار عاشقانه شاملو و به طور اخص وصل كردن اين نگاه به رابطه عاشقانه ميان او و آيدا بر اساس تبلور شاعرانگي و ديد وسيع شاملو به معشوق است و پرهيز من از همانچيزي ست كه دوستمان پوريا به ان اشاره كرد يعني سرك كشيدن به خلوت ميان دو نفر ، دو دلداده ، دو عاشق. يعني اينكه ما ملزم نيستيم ( من معتقدم ) كه براي كاوش انديشه شاملو به خاله زنك بازيهاي مرسوم رو بياوريم . چون اصولن براي من اين وجه شخصي زندگيشان ( و هر زندگي ديگري ) جذابيتي ندارد . من به اين عشق كه از ميان كلمات اثيري و گاه زميني شاملو كه بر ساحت شعرش جاري مي گردد علاقه مندم . يعني يك عشق برجسته كه معتقدم و خود شاملو نيز به آن معترف است كه موجب ان شور و حرارت و آن برجستگي در شعرش شده است و حتا به او توان مبارزه داد.براي من يافتن اين روزنه هاي حسي كه موجب جوشش شعري شده جذاب است نه تخليل فرامتني شعر شاملو . انهم البته يك موضوعيت ديگري دارد ولي براي من جذاب نيست چون معتقدم هر بيشتر كساني كه شعر هاي عاشقانه شاملو را مي خوانند اين تعالي زيباي عاشقانه و اين توصيفات است كه زيباست .
در باب زندگي خصوص او هم تا حدي خودش در مستندي كه از او ساخته شد تا حدي كه مي بايست به اين زندگي اشاره كرده است و طبيعي ست كه من نويسنده مايل نيستم بيش از اين كنكاش كنم اگرچه ممكن است شماي نويسنده مشتاقش باشيد .
ahoor :مسله نگاه عاشقانه بین او و ایدا نیست مسله بررسی نوع نگاه عاشقانه زن به مرد است .پس مسله ابدا شخصی کردن قضیه نیست .همین طور نیز کنکاشی در زندگی خصوصی او محسوب نمی شود بلکه بیشتر یافتن زاویه دین و نگاه یک مرد هنرمند به زن یا معشوق خویش است . نه بررسی خاله زنکی زوایایی خصوصی زندگی انها . بنا براین باید به شما بگویم که دیدگاه های هر هنرمندی در این مقوله یعنی نگاه او به معشوق خود به عنوان نگاهی که او نسبت به زن در مقام معشوق دارد نیاز به برسی و تامل است .
ahoor :البته همیشه تعصبات ما در مورد شخصیت های ادبی و هنری باعث میشه که نتونیم به طور روشن و کامل دیدگاه های اونها را مورد بررسی قرار بدهیم برای همین هم نه اکثر منتقدان ما فقط تعریف و تمجید را بلد هستند و یا بر عکس آن کوبیدن فرد را . ما باید اینو بپذیریم که هر انسانی خدا نیست و دارای نقایص و معایبی در اندیشه و فکر می تونه باشه . ما ایرانی ها عادت کرده ایم که شخصیت های محبوبمان را تبدیل به بت های دست نیافتنی و بی نقص بکنیم و تحمل شنیدن هیچ گونه انتقادی را بر اونها نداریم.
sueshan :ما نمي دانيم در اين كتاب چقدر اين بخش خصوص زندگي شاملو رونمايي شده است . پس نمي توانيم زود قضاوت كنيم. در حاليكه خود آيدا زنده است .اگر اين كتاب در چارچوب مصاحبه با خود ايدا و وارسي زندگي و رابطه اش با حضور خود او صورت گرفته باشد ، اين نقض حريم خصوصي معنا نمي دهد و اين چيز قابل قبوليست و چيز غريبي نيست كه يك هنرمند را در بخشهايي از كارهاي هنريش با زندگي خصوصيش پيوند دهند .بگذار مثالي بزنم . مثلن فرق اساسي هست ميان رابطه ايدا و شاملو و رابطه فروغ و گلستان . كنكاش در رابطه فروغ و گلستان يك فضولي واضح و يك امر غير اخلاقيست چون خودشان سعي در پنهان كردنش دارند و چندان هم اين رابطه براي اشعار فروغ تعين كننده نيست و نيازي هم به واكاوي نيست ، اما رابطه شاملو و ايدا يك رابطه تعريف شده است و خود شاملو در اشعارش از اين رابطه استفاده ميكند حتا از ظريفترين رابطه اش .
پس بايد كمي وسيعتر ديد و همه را يك گونه ندانست چون شكل و اندازه و انگيزه در درست يا نادرست دانستن اين نوع بررسي تعيين كننده است .
sueshan : « البته همیشه تعصبات ما در مورد شخصیت های ادبی و هنری باعث میشه که نتونیم به طور روشن و کامل دیدگاه های اونها را مورد بررسی قرار بدهیم»
من نميدانم اين كامنت شما خطاب به من است يا كلي گفته شده . اگر كلي گفته ايد تا حدي موافقم اگرچه باز نگاه سفيد وسياه به اين قضيه رئال نيست و هستند كساني كه نگاه بينابيني دارند .اما اگر منظور شما من باشم كه اين خود ناداوريست . چون من با وجود علاقه بسيارم به شاملو و جايگاه شاعريش از او بتي نمي سازم و چون با تفكر من و نگاهم اشنا نسيتيد و اين چند خط نيز كه نوشته ام براي سنجش ديگران كافي نيست پس منصفانه نيست اينگونه وارد مكالمه شدن با ديگران .ضمن اينكه ممكن است كسي در يك وجهي از زندگي هنرمندي چيزهايي را ببيند كه او را شيفه كند و دل بسپارد . البته اين دلسپاري اگر در نقدش و گفتارش باعث نديدن ديگر زوايا و يا نقد ديگران بشود ، اين مطلوب نيست و گرنه شيفتگي صرف را نبايد به تعصب تعبير كرد .
sueshan : « مسله نگاه عاشقانه بین او و ایدا نیست مسله بررسی نوع نگاه عاشقانه زن به مرد است .پس مسله ابدا شخصی کردن قضیه نیست .»
گمان ميكنم شما از نوشته خودتان كه من نخوانده ام داريد صحبت مي كنيد در حاليكه من دارم از انچه در اين كامنتها باز مي كنم حرف مي زنم . موضوع من حتا كتاب دوزن كه اينجا امده هم نيست چون هنوز نخواند ه ام پس اگر منظور شما نوشته ديگريست و موضوع را كلي گرفته ايد ، به نظرم سخن ما حكايت سخن از سنبل و بلبل گفتن شده . شما از بليل مي گويي و من از سنبل و شما داري سنبل من را نقد ميكني در حاليكه من از بلبل شما چيزي نشنيده ام :) شايد شنيدم و خوشم امد
ahoor : منظور من شما نبود بلکه بیان یک عقیده بود به طور کلی .
ahoor :وقتی شما مسله بررسی اشعار عاشقانه شاملو را پیش می کشید و همین طور پرهیز از خاله زنک بازی را توصیه می کنید من لازم دیدم که به طور عام در این مورد توضیح بدم که بررسی با خاله زنک بازی فرق می کنه . البته بعضی وقت ها خاله زنک بازی ها مثبت در زندگی هنرمندان جزو نقاط قوت زندگی شون هم تلقی شده . نمونه آن لینک به نوشته ای در مورد کتاب یک هفته با شاملو است که نشان داده که خاله زنک بازی ها نویسنده در مورد زندگی خصوصی شاعر چطور تبدیل شده به یک تحسین نامه و یک تقدس سازی از یک هنرمند.
Aviz : مسعود احمدی از آن خاله زنک های درجه یک است. حضرت با دو بند ونیم شعر آبکی حالا روان شناس هم شده. شما کجای قضیه هستی حضرت آقا که تعیین کنی که وظیفه طرف شب ها تو رخت سرویس دادن و روزها پرستاری بوده؟ این ها یعنی کتاب سازی. یعنی نان خوردن با نرخ ارز شناور روز. حضرت شما می شه کمی از زندگی خصوصی خودتان را بیان فرمایید؟ ایستایی ذهنی؟؟ اتفاقا این نگاه احمدی به زن شدیدا مردسالار و از بالا به پایین است. این مرد چون خودش دو خط و نیم شعر نیم بند گفته از نظرش زن یا باید شاعر باشد و از مقولات ادبی مطلع یا از نظر او ذهن ایستایی دارد…ملاک این مرد این چیزهاست. در حالی که شمالمو بارها و بارها از همکاری آیدا در تدوین و تحقیق در مورد کتاب کوچه سخن گفته بود.

________________________________________________
اميدورام بتوانم در هيمن وبلاگ بخشي از نوشته هاي قبليم را در اين مورد بياورمالبته با نگاهي نو . با تشكر از دوستان
______________________________________________________________________________________________________________________